عبد الحسين نوايى

25

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

در اين حمله كشته شد و در نتيجه غلجائيها گريختند . پس از اين نبرد سخت نادر اجازهء تعقيب فراريان نداد ، بلكه فرمان استراحت داد . شايد هم علت اين امر و دنبال نكردن حريف شكست خورده ، باعث اختلاف نادر و طهماسب بود . در هر حال پس از مدتى ، طهماسب از نادر معذرت خواست و باز پيشروى شروع شد . اشرف به طرف ورامين عقب نشست و خواستار نيروى كمكى از تهران شد . آنگاه در گردنهء باريكى در سر دره خوار در شرق ورامين به كمين نشست . نادر كه به وسيلهء طلايه‌داران خود از حيله افغانها آگاه شده بود ، جمعى تفنگچى را براى حمله به دشمن از پشت سر فرستاد . و خود به مقابله با اشرف شتافت . بار ديگر افغانها رو به هزيمت نهادند و باروبنه و توپخانه را برجاى نهاده ، به سوى اصفهان گريختند . در رسيدن به اصفهان ، اشرف از ترس شورش مردم سه هزار نفر از علما و اشراف شهر را به دم تيغ بىدريغ سپرد . سربازانش هم بازارها را غارت كردند و آتش زدند و حتى كارمندان كمپانيهاى انگليسى و هلندى را نيز به زندان افكندند و اموال آنها را تصاحب كردند . احمد پاشا فرمانرواى بغداد ، جمعى سرباز و چند توپ به كمك اشرف فرستاد . و اشرف با سربازان خود در مورچه‌خورت سنگربندى كرد . نادر كه موضع مورچه‌خورت را قابل دفاع مىدانست ، تظاهر كرد كه به سوى اصفهان مىرود . اشرف با سپاه خود از دهكده بيرون آمد ، آنگاه ايرانيان به حمله پرداختند و توپهاى افغانها را با عده‌اى از سربازان ترك كه احمد پاشا فرستاده بود ، به دست آوردند . اشرف به اصفهان گريخت و زنان و كودكان و خزائن سلطنتى را بار كرده ، از شهر بيرون برد . آنگاه مردم دست به كشتار افغانها زدند و نادر در رسيدن به اصفهان ، جواهرات باقىمانده را ، بين سربازان خود تقسيم كرد و نگهبانانى در اطراف قصر گذاشت و كس نزد طهماسب فرستاد كه براى سلطنت و جلوس بر تخت ، به اصفهان آيد . اشرف نيروى خود را جمع آورده ، براى آخرين دفاع در زرقان ، در حوالى شيراز نشسته بود . اما نادر نيروى بيست هزار نفرى او را بار ديگر درهم شكست